نظریهٔ آشوب یا نظریهٔ بینظمیها به مطالعهٔ سیستمهای دینامیکی آشوبناک میپردازد.
رفتار سیستمهای آشوبناک به ظاهر تصادفی مینماید. با اینحال هیچ لزومی به وجود عنصر تصادف در ایجاد رفتار آشوبی نیست و سیستمهای دینامیکیی معین (deterministic) نیز میتوانند رفتار آشوبناک از خود نشان دهند.
میتوان نشان داد که شرط لازم وجود رفتار آشوبگونه در سیستمهای دینامیکیی زمانپیوسته مستقل از زمان (time invariant) داشتن کمینه سه متغیر حالت است (سیستم مرتبه سه). دینامیک لورنتس نمونهای از چنین سیستمای است. برای سیستمهای زمانگسسته، وجود یک متغیر حالت کفایت میکند. نمونهٔ مشهور چنین سیستمای، مدل جمعیتیی بیانشده توسط logistic map است.
این نظریه، گسترش خود را بیشتر مدیون کارهای هانری پوانکاره، ادوارد لورنز، بنوا مندلبروت و مایکل فایگنباوم میباشد. پوانکاره اولین کسی بود که اثبات کرد، مساله سه جرم (به عنوان مثال، خورشید، زمین، ماه) مسالهای آشوبی و غیر قابل حل است. شاخه دیگر از نظریه آشوب که در مکانیک کوانتومی به کار میرود، آشوب کوانتومی نام دارد. گفته میشود که پیر لاپلاس یا عمر خیام قبل از پوانکاره، به این مساله و پدیده پی برده بودند.